وظیفه چیست در این روزگار سردرگم؟ – وحید عظیم پور

۲۹ فروردین ۱۴۰۵
وظیفه چیست در این روزگار سردرگم؟
شاهر گرانقدر وحید عظیم پور
محمفل مدح مولا کرج

هوا هوای تشنج هوای شهرآشوب
که این هوا به مزاج نفاق شد مطلوب

برادران ! بنشینید مطلبی دارم
خبر ، از آمدن فتنه در شبی دارم

رسیده گرگِ طمع کرده تا سلام کند
که پایداری ما را گران تمام کند

گران به قیمت بی بند و بار ارز و طلا
که کوفه را بکشاند طمع به کربوبلا

گران به قیمت نان کم شدن سر سفره
نفوذ کرده دمی هم نفاق از این حفره

من از ندارترین مردمم در این همه درد
ولی مکدرم از فتنه های آن سگ زرد

برادران ! به خدا دزد گوسفند شما
معاویه‌ست که خوش بوده با گزند شما

شگرد آل معاویه در شبیخون است
که اغتشاش و ترور کار نسل صهیون است

جرقه میخورد این فتنه های کبریتی
به دست بی خرد چند تا سلبریتی

برادران ! صفتان را جدا کنید از شر
به عالمی نفروشید مویی از #حیدر

به موج‌ منفی این ارتعاش فکر کنید
به روز بعد شب اغتشاش فکر کنید

که بی #علی همه جا ظلمت معاویه است
جهنم است همه ،غارت است ، تجزیه است

وظیفه چیست در این روزگار سر در گم
رسیدن است به زنجیر وحدت مردم

دو نکته گفتم و رفتم به سوی #حیدر و آل
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

ابوذرانه سپردم به رهبرم سر را
به کوه زر ندهم خاک پای #حیدر را

عرب پرست نیم چون خدا پرستم من
که رو به قبله‌ی مولا #علی نشستم من

نمیرسد به کسی لفظ شاه ، تا که خداست
ای اهل عالم ، جاوید شاه کربُ بلاست

#وحید_عظیم_پور

مطالب مشابه

۰ دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🔒 تأیید انسان بودن ضد اسپم
۱+۲=؟