اشعار

کیست علی؟

کیست #علی؟ تمامِ هست خدا
گوش خدا، دیده و دست خدا

کیست #علی؟ وصیِّ ختم رُسل
کیست #علی؟ عصارۀ عقل کل

کیست #علی؟ تجلی کبریا
لحم و دم و نفس رسول خدا

کیست #علی؟ روح صلات و صیام
کیست #علی؟ رکن قعود و قیام

سکوت ما صحبت ما یا #علی است
قبولی طاعت ما یا #علی است

مغز، #علی و دگرانند پوست
فشردۀ هزار و یک اسمِ هوست

یک شبش از عمر جهان برتر است
یک دمش از طاعت عالم سر است

مهر #علی نور کند نار را
مهر #علی لاله کند خار را

مهر #علی کار مسیحا کند
مرده دلان را #علی احیا کند

مهر #علی رحمت بی‌انتهاست
مهر #علی تمام لطف خداست

مهر #علی ولایت انبیاست
مهر #علی هدایت انبیاست

مهر #علی تمام ایمان بوَد
مهر #علی حیات قرآن بوَد

مهر #علی چراغ آئین ماست
مهر #علی تمامیِ دین ماست

مهر علی کلاس عمّارهاست
نتیجه‌اش میثم تمّارهاست

ما به تولّای علی زاده‌ایم
روز ازل دل به علی داده‌ایم

سرود آب و گل ما یا علی است
حرف زبان و دل ما یا علی است

شاعر گرانقدر غلامرضا سازگار

#امیرالمؤمنین

به گرد پای مقامت نمیرسد احدی

به گرد پای مقامت نمیرسد احدی
مدد ز غیر تو‌ننگ است یا #علی مددی

تمام خلق به دانستن زمین ماندند
تو سیر نه فلک و سیره‌ی ملک بلدی

همین که دهر قیاس تو با معاویه کرد
به بخت خویش لگد زد چه روزگار بدی

دم ورود به هیبت سرای تو حق است
که پلک زائر ایوان طلات نپردی

تویی تویی که شکستت نداد در پیکار
نه مرحبی نه ولیدی نه عمر عبدودی

ولید و مرحب و عمربن عبدود به کنار
نبود لشکری از خصم پیش تو‌ عددی

دودم به دست تو آن دم که رقص جولان داشت
نه جن و انس حریف تو شد نه دیو و ددی

هر آن که قصد عبور از حریم پاک تو کرد
برانی اش تو از آن پایگاه با لگدی

حلال نزد تو صدر و حرام در قعر است
چه رانش و کششی و چه خوب جزر و مدی

به واژه واژه‌ی نهج البلاغه‌ی تو قسم
که هیچ وقت تو حرف از سر هوا نزدی

غزل به مدح تو‌گفتن سلاح ایمان است
زمانه در پی جنگ‌است یا #علی مددی

#وحید_عظیم_پور

پشت در این خانه هم انگار بد نیست

چیزی به جز نامت برای ما سند نیست
جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان
اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت
بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل #على را
اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش
فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از
این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل #نجف دارد دوباره
راهی برای این دلی که می طپد نیست ؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم
پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم
هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست

علی اکبر لطیفیان

زلفت کجاست روزِ مرا شامِ تار کن

عرش خدا حریم ملک پاسبانِ توست
جایی ک عقل پر نزده آستانِ توست
در سِلکِ ما اذان و اقامه #علی، #علی ست
در سِلکِ ما اذان و اقامه از آنِ توست
خطبه بخوان بدونِ الف سجده ات کنیم
خطبه بخوان زبانِ خدا در دهان توست
در محضرت چه لاف زنم اینکه آدمم!
وقتی فقیه شهر خودش از سگان توست

نان شما رسیده ز دستان #فاطمه
آمال انبیاء سَلَف خوردِه نانِ توست

روح خداست آنچه گرفته به کَف ، #نجف
گوهر تویی و بحر زمین و صدف #نجف
پیشِ خدا چه کرده نصیبش شدی #علی
تیرش درست خورده میانِ هدف #نجف
از موقعی ک گشته سرایت #ابوتراب
دارد به کل عالم و آدم شرف ، #نجف
در وادی محبتتان آب می شویم
در گرمسیر وادی صحرای طف، #نجف
تسبیح تربتم همه اش بوی تو گرفت
از بس که خوانده ایم به گوشش #نجف، #نجف

من را خلاص از نفحات سبو‌کنی
با گنبدت اگر که مرا روبه رو‌کنی

بتخانه بود کعبه اگر #مرتضی نداشت
دست خدا بدون تو آری صدا نداشت
قرآن نمی رسید ب آیندگان یقین
این نقطه را به عینهِ اگر زیر با نداشت
خیرالعمل، صلاة و فلاحم تویی #علی
آری اذانِ بی تو که حی علی نداشت
کعبه ک خاک پای شما شد مطاف شد
سعی بدون روی تو اصلا صفا نداشت

ملک تو را نگاه خداوند حاجب است
نام #علی شنیده شود سجده واجب است

زلفت کجاست روزِ مرا شامِ تار کن
سرکش دلِ رمیده ی ما را مهار کن
من راغبم به دام تو صیادِ مهربان
محض رضای #فاطمه ما را شکار کن
از زندگان بی نفسِ این اریکه ایم
مارا زِ کُشتگان دم #ذوالفقار کن
گفتم بریده ام ز همه خلق گفتی ام
از هر چه هست سوی حسینم فرار کن
ای لنگر زمین و زمان در همه قرون
در کشتی #حسین مرا هم سوار کن

فکری برای پر شدن این پیاله کن
ما را به چشم های حسینت حواله کن

شاهنشه اریكه ی قدرت اباالحسن

شاهنشه اریكه ی قدرت #اباالحسن
اسطوره ی صلابت و غيرت #اباالحسن

ياوالی الولی، يدحق، بنده ی خلف
يا مظهر العجايب عالم، شه #نجف

يعسوب دين ملک زمين تا الی الابد
يا قاهرالعدو،يل خيبر شكن مدد

تو خانه زادِ حضرت سبحانی ای #علی
پرچم به دست قله ی عرفانی ای #علی

حبل المتين وحصنِ حصينی بدون شک
راه نجات اهل يقينی بدون شک

وَسابقون واقعه يعنی #ابوتراب
دريای فيض واسعه يعنی #ابوتراب

فرمانروای عالم امكان #اباالحسن
ای پادشاه دولت شاهان #اباالحسن

ای شرزه شير،ای #اسدالله غزوه ها
استاد درس رزم علمدار كربلا

دستان تو ستون سماوات و كائنات
سكان چرخ دادن و چرخاندن كرات

همزاد گردبادی و از نسل آتشی
وقتی به روی دشمن دين تيغ می كشی

تمثال اقتدار خداوندی ای #علی
همواره #ذوالفقار خداوندی ای #علی

پا روی شانه های پيمبر گذاشتی
پا از تمام عرش فراتر گذاشتی

آن تيغ تان و اين سر ما يا #ابوتراب
#مولا بزن فدای شما، يا #ابوتراب

غلام و کاتب و مدّاح توست «فردوسی»

مگو که بود که شد فتح باب خیبر ازو
که کرد بر در آن قلعه استوار انگشت

که پاره کرد کمند نفاق و رشتهٔ کین
به گاهواره که زد در دهان مار انگشت

علیّ عالی اعلیٰ که دست قدرت او
هزار ره زده بر چشم روزگار انگشت

شهی که چون به دو انگشت، در ز خیبر کند
برآمد از پی اسلام صدهزار انگشت

شهی که زد به دو انگشت مُرّه را به دو نیم
ز بهر قتل عدو ساخت #ذوالفقار انگشت

شها، تو راست مسلّم کرم که گاه رکوع
کند برای تو انگشتری نثار انگشت

غلام و کاتب و مدّاح توست «فردوسی»
همیشه با قلمش گشته دستیار انگشت

قبول کرده غلامیّ قنبر تو ز جان
نهاده چون مژه بر چشم اشکبار انگشت

بزرگوار خدایا، به حقّ حیدر و آل
در آن دمی که رود خلق را ز کار انگشت

موالیان علی را ز راه لطف و کرم
پی شهادت دین برقرار دار انگشت

طفیل جمله، چو من هم روم به دار قرار
گواه دست مرا دار برقرار انگشت

#امیرالمؤمنین
@sher_alavi | شعرعلوی