🎙حجت الاسلام محمود نوروزی
🔅 محفل مدح مولا
📆 ۲۹ دی ماه ١٤٠٤
#سخنرانی
2:۱۷ روایت از عمادالدین طبری در مورد
زینب بخش جلسات ، امیرالمومنین(ع)
9:۳۹ راه شناخت پیامبر ، شناخت مولاست
9:۵۶ بالاترین فضیلت مولا از زبان امامرضا(ع)
11:۱۰ عَبد علیالاطلاق بودن پیامبر
14:۴۱ منتسب بودن فضائل مخصوص مولا به پیامبر(ص)
17:۱۵ روایت از پیامبر درباره مولا
22:۳۷ معرفی امیرالمومنین در صلوات
مخصوصِ امام صادق(ع)
24:۳۷ چگونگی محبت اباذر به مولا
27:۳۱ ما عاجزیم از مدح امیرالمومنین
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی ینتهی الیه جلیل رجاء السائل و لا تمله کثرة المسائل، و هو لحوائج عباده خیر قاض و کافل، مسبب الاسباب و مقرب الوسائل، تعالی جد ربنا و تنزه عن الضد و الند و الشریک و المماثل.
ثم الصلاة والسلام علی سر الله المودع فی احسن الهیاکل، اشرف الانام من افضل القبائل، الذی جادت اصابعه علی الیتامی و المساکین و الارامل، و یسقی احباءه فی الجنان من السلاسل و یلقی اعداءه فی النیران بالسلاسل، و علی آله المعصومین المنتسبین به و المتناسبین له فی الخلق و الخلق و الشمائل، لا سیما ابن عمه و وصی بلا فصله، مولانا امیرالمؤمنین الذی هو زین المنابر و المحافل، و الذی یذهب بذکر فضائله و استماع مناقبه وساوس کلاکل، و لا یحبه الا مؤمن کامل و لا یبغضه الا شقی داغل، فارس الاسلام فی المغازی و المقاتل، شمس جمال امیرالمؤمنین صلوات ختم بفرمایید.
عرض ادب و احترام محضر مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه صلوات دیگری ختم بفرمایید.
تبریک عرض میکنم ایام مبعث حضرت ختمی مرتبت رو و همچنین حلول ماه شعبان و اعیاد شعبانیه، خدا انشاءالله در این ماه شعبان که ماه زیارتی سیدالشهدا علیه السلام هست و شب نیمه شعبان، توفیق بده به همه ما که انشاءالله مشرف بشیم صلوات دیگری ختم بفرمایید.
این مجالس میراث گذشتگان
این مجالسی که ما دور هم میشینیم و از معارف اهل بیت علیهم السلام، از معارف قرآن کریم برای همدیگه میگیم و تعریف میکنیم و لذت میبریم، میراث گذشتگانمون هست.
سینه به سینه این معارف و این جلسات برگزار شده، معارف گفته شده تا به بنده و شما رسیده. یه روایتی هست مرحوم عمادالدین طبری نقل میکنه به اسناد خودش میرسونه به سید مرتضی. سید مرتضی برادر سید رضیه که جامع نهجالبلاغهست؛ یعنی نهجالبلاغه رو سید رضی جمع کرده، سال ۴۰۵ هجری از دنیا رفته، یا ۴۰۴، ۵. یعنی ۱۰۰۰ و ۴۰ سال پیش تقریبا. یه داداشی داره که هم فقیهه، هم ادیبه، متکلمه به نام سید مرتضی. سال ۴۳۶ از دنیا رفته، ۱۰۱۰ سال پیش تقریبا.
عمادالدین طبری به اسناد خودش روایت رو میرسونه به سید مرتضی، میگه سید مرتضی در سال ۴۲۹ در بغداد در یک مجلسی این روایت رو خوندند. گفتند شیخ من در یک مجلسی این روایت رو خوندند. از شیخشون، از شیخشون تا وجود مقدس حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیه. سید مرتضی با هفت واسطه، امامزاده هستند میرسند به موسی بن جعفر.
خب موسی بن جعفر شما میدونید که برخی از روایات ما در فقه، در عقاید، چون امام معصومه لازم نیست اسناد بده به پیغمبر. حضرت موسی بن جعفر میتونن حکم رو، روایت رو، اون معارف رو بیان بکنن، حجت هست برای ما شیعیان. اما این کار رو حضرت نکردن. فرمودند پدر من جعفر بن محمد در جلسهای فرمودند: “حدثنی ابی جعفر بن محمد”. امام صادق هم میتونن روایت رو بیان بکنن اما این کار رو نمیکنن؛ میفرمایند پدر من امام باقر برای من در یک جلسهای اینطوری روایت کردند: “حدثنی ابی محمد بن علی الباقر”. دوباره امام باقر علیه السلام: “حدثنی ابی علی بن الحسین عن ابیه الحسین بن علی علیهم السلام”. سیدالشهدا اینجا میتونن روایت نقل بکنن اما میفرمایند که از پیغمبر شنیدم، دیدید؟ یه دوی امدادی بود. از عمادالدین طبری، بعد سید مرتضی، سید مرتضی اسنادشو میرسونه به موسی بن جعفر، موسی بن جعفر تا امیرالمؤمنین، تا پیغمبر.
پیغمبر چی فرمود در یک جلسهای؟ که “زینوا مجالسکم بذکر علی بن ابی طالب”. یعنی این سینه به سینه و تو این جلسات نقل شده. من و شما هم تو این جلسه میگیم و میشنویم، شما هم میرید خونه تعریف میکنید و یادتون میمونه که آقا مجلس میخواد زینت بگیره با اسم مولا زینت میگیره، هر مجلسی. “ذکر علی عبادة”. و خدا انشاءالله این جلسات رو از ما نگیره.
و اصلش هم همینه، یعنی اصل اینگونه جلسات صرف گفت و شنود هست. حالا یه سخنران معروفی بود که حالا بود بود، به قول بابا پنجعلی نبود نبود. یا یه مداحی مثلا خوشآواز، خیلی خوبه، اما اصل جلسه، اصل جلسه روضه قوامش به مداح معروف و مداحی که مثلا چند کا فالوور (K Follower) داره و یا منبریای که چند کا فالوور داره نیست، اصل جلسه به اینه که روضهخون بیاد بگه “صلی الله علیک یا اباعبدالله” و ملت گریه بکنن و پاشن برن. این جلسه.
و امام صادق علیه السلام از یارانشون میپرسیدند: “تجلسون و تحدثون؟” میشینید دور هم برای همدیگه حدیث بگید؟ اون راوی که فضیلِ عرض کرد: بله آقا. بعد حضرت فرمودند که “ان تلک المجالس احبها”، من این جلسه رو خیلی دوست دارم. که میشه آقا من یه روایت شنیدم، یه مرجع تقلیدی، یه عالمی این روایت رو در شأن امیرالمؤمنین میفرمود، این آیه رو اینجوری تفسیر کرد، فرمایش حضرت صادق ذیل آیه، این گفت و شنوده برکت داره. و خدا انشاءالله این گفتگوی ما رو مورد رضایت حضرت ولیعصر قرار بده انشاءالله.
مظلومیت پیامبر
خب ما دو روز گذشته روز مبعث بود. مبعث حضرت ختمی مرتبت که متاسفانه خیلی مظلوم واقع شد. ما یه سری متاسفانه مناسبتهای مندرآوردی داریم توی هیئتها که هیچ سابقهای نداره. یهو دراومده. اخیرا هم یه چند تا ولادت اضافه شده که خیلی عجیبه. اصلا ما همچین چیزی در تاریخ نداریم. برخی وفاتها، برخی شهادتها، برخی ولادتها همین یهو دور هم نشستن دو نفر گفتن امروزو بذاریم شهادت حضرت رباب. حالا کجا اومده؟ شما میتونی یه جلسه بگیری توسل کنی به حضرت، اما اینکه شما جعل میکنی یه سری تبعات منفی داره.
مهمترین تبعاتش اینه که شما یهو یه شهادتی میگیری، حالا یکی فامیلتون میخواد عروسی بگیره، بعد یهو میگی نه من شهادته نمیام. این غلطه. چون با ملت ما محجبه و غیر محجبه و نمازخون و غیر نمازخون، محرم و صفر رو حرمت نگهمیدارن. دیگه هی بخوای اضافهش بکنی، نه مردم کشش دارن نه اصلا در دین بوده. که شما میتونی هر روز سال آدم روضه بگیره، خیلی هم خوبه، اما اینکه بخواد برای بقیه هم تکلیف روشن بکنه نیست.
بعد حالا مثلا ما برخی مناسبتهای فرعی از این مداحها و سخنرانهای معروف که بپرسید کلی دعوت دارن، بعد مبعث میبینی که اصلا کلا جلسه نیست! نه جلسهایه، نه دعوتیه، نه اصلا اهتمامی وجود داره متاسفانه، نه ایستگاه صلواتیایه… و این خلاصه از مظلومیتهای پیغمبره و بیتوفیقی امثال من.
شناخت پیامبر شرط شناخت امیرالمومنین
و شخصیت… کسی میخواد امیرالمؤمنین رو بشناسه باید پیغمبر رو بشناسه قدری، حالا قدری در حد خودمون. چون مهمترین فضائل امیرالمؤمنین که خودش باهاش افتخار کرده فضائلیه که منتسب به پیغمبره. مهمترین… امام رضا فرمود بالاترین فضیلت امیرالمؤمنین در قرآن این آیه مباهلهست. چرا آیه مباهله مهمه؟ چون امیرالمؤمنین “نفس الرسول”ه. یعنی با نسبتش با پیغمبر سنجیده میشه.
همین ماه رجب گذشته در یکی از هیئات معروف، یه شاعری گفتش که ما… کی گفته… خلاصه علی رو خدا میدونیم و مشرکیم؟ ما غیر از علی اصلا خدایی نمیدونیم که بخوایم مشرک باشیم. هیچکس هم تو دهنش نزد. یعنی یه بزرگتری نبود که بگه آقا تو داری خیانت میکنی به امیرالمؤمنین. اصلا ما نیازی نداریم، شما اگه پیغمبر رو بشناسی، یک نفر نفس اون پیغمبره، خود امیرالمؤمنین افتخارش این بوده که من داداش پیغمبرم، من وصی پیغمبرم، من وزیر… همش با نسبت با پیغمبره. چون ما پیغمبرو نمیشناسیم، هی تو شعرمون میخوایم یه جوری خلاصه چیزای دیگه قاطی کنیم که مورد نهی صریح اهل بیته. یعنی لعن شده اینجور افراد و اینجور حرفها. حالا.
یه دو جمله اگه بخوام در رابطه با پیغمبر عرض کنم، در قرآن کریم خداوند متعال به انبیاء وقتی میخواد بعضی وقتا ازشون تعبیر بکنه، با لقب “عبد” ازشون تعبیر میکنه. “واذکر عبدنا داوود”، اسم میآره. “واذکر عبدنا ایوب”. “کذبت قوم نوح فکذبوا عبدنا”. میبینید؟ اسم میآره که مشخص بشه کدوم عبد رو میگه. اما در رابطه با پیغمبر وقتی ازشون تعبیر میکنه به عبد، دیگه اسمشون رو نمیبره چون همه میدونن عبد علیالاطلاق تو عالم یک نفره. شما در تشهد قبل از اینکه شهادت به رسالت پیغمبر بدید، میگید: “و اشهد ان محمدا عبده و رسوله”.
“سبحان الذی اسری بعبده لیلا” دیگه نمیگه “بعبده محمد”، میگه “بعبده لیلا”، معلومه، همه میدونن. سوره بقره رو خیلیا حفظن. مخصوصا صفحه ۴ رو که خیلیا حفظ میکنن میان بعد یه ذره جلوتر میان دیگه حفظ نمیکنن. صفحه ۴، یه… کیها صفحه ۴ قرآن رو حفظ کردن حالا یه بارم شده تو عمرشون؟ صفحه ۴
آیةالکرسیه؟ نه، اون که صفحه… اون صفحه ۴۲ئه. میگه “و ان کنتم فی ریب” ای مردم اگه در رابطه با قرآن شک دارید یه دونه سوره بیارید. بعد تعبیر اینه “و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة”. اسم دیگه نمیبره چون عبد معلومه یه نفره. یه دونه کلیپی یا یه عکسی بود قبلا خیلی پیچید، میگفت آقا میزنی “آقا” تو گوگل، گوگل هم میدونه آقا کیه. اصلا دیدید؟ همچین چیزی، حالا با حفظ مراتب.
“فکان قاب قوسین او ادنی، فاوحی الی عبده ما اوحی”. خدا وحی کرد به عبدش اون چیزی که وحی کرد. “عبده”. چند جای قرآن داریم در سورههای دیگه هم داریم. عبد علیالاطلاق، اون کسی که خداوند از همه انبیاء میثاق، اخذ میثاق کرده برای اقرار به نبوتش. اون پیغمبری که “لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم”، خداوند از جنس خودتون یه پیغمبری براتون فرستاد که سختی شما براش سخته، “حریص علیکم” خیلی نسبت به هدایت شما حریصه، “بالمؤمنین رئوف رحیم”. “یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا”. این اوصاف رو ببینید در رابطه با پیغمبر خاتم.
بعد امیرالمؤمنین علیه السلام، فضائل مخصوصش و اون فضائل مهمش همه در رابطه با پیغمبر و در انتساب با پیغمبره. وصی پیغمبره. شما در زیارت عاشورا میگی “و ابن سید الوصیین”، وصی پیغمبر، سید اوصیاء است. شما میدونید هر نبی یه وصی داره. حضرت آدم وصیاش کیه؟ هبة الله. مثلا. تا “لکل نبی وصی و وصیی علی بن ابی طالب”. وصی پیغمبر که سید اوصیاء است، از هبة الله تا حضرت حجت، سید همه اوصیاء امیرالمؤمنینه چرا؟ چون وصی پیغمبره. وارث علم پیغمبره، باب مدینه علم پیغمبره، داداش پیغمبره، داماد پیغمبره، ساقی حوض پیغمبره، صاحب لوای پیغمبر در دنیا و آخرته.
اونجایی که در احد وقتی حضرت در دهانه کوه قرار گرفتن پیغمبر زخمی بودن، امیرالمؤمنین بود و چند نفر دیگه. خب هی فشار میآوردن، گروههای مختلف میاومدن، حضرت هم حمله میکرد، تو این وسطها دست راست امیرالمؤمنین شکست. حالا هم باید پرچمداری بکنه هم باید شمشیر بزنه. این دو سه نفری که بودن مثل ابودجانه اومدن پرچم رو بردارن، پیغمبر فرمود نه: “دعوه فی یده الشمال”، بدید پرچم رو دست چپش. “فانه صاحب لوائی فی الدنیا و الآخرة”. هم در دنیا هم در آخرت صاحب لوای پی… پیغمبره. ساقی حوض پیغمبره.
اینا انتسابات خیلی مهمه و ما یکی از راههایی که بخوایم و مهمه و لازمه که امیرالمؤمنین بشناسیم باید پیغمبر رو بشناسیم، که چه عظمتی داره که این امیرالمؤمنین نفسالرسوله. بله.
یه روایتی هست خیلی روایت زیباییه در همین راستا. پیغمبر اکرم فرموده: “یا علی انت صاحب حوضی و صاحب لوائی و منجز عداتی و حبیب قلبی”. حبیب قلبی ترجمه فارسیش چی میشه؟ تو عزیز دلمی. حالا شما میخوای با ریتم بخون یا بدون ریتم، ولی “حبیب قلبی” تو عزیز دلمی. برای ما هم اینطوریه، یعنی خیلی خدا منت گذاشته ما هم اسم حضرت میآد دلمون به هم میریزه، اشکمون جاری میشه، دلمون قنج میره.
و این حالتی که ما داریم نسبت به حضرت، این حالت میراث ما از پیغمبره. ببین ما اسم حضرت میآد میگیم “به به”. این یه مسئله تکوینیه. لازم نیست کسی اسم امیرالمؤمنین رو زیبا لزوما با صدای قشنگ ببره. همین، “یا علی نام تو بردم”. “یا علی نام تو بردم، نه غمی ماند و نه همی”، “به ابی”… “به به”. شما بعضی وقتا پشت یه ماشین مثلا نوشته یا علی، نگاهش میکنی احساس برادری با ساب ماشین میکنی. یه جایی اسم حضرت رو میبینی، تو این اتوبان امام علی علیه السلام بعضی جاها این نقاشیهای روحالامین رو کشیدن روی این آپارتمانها، آدم رد میشه دلش میخواد نگاه کنه نکنه بره تو یهو مثلا ماشین جلویی.
این حالتیه که پیغمبر داشته، اهل بیت داشتن، فرزندان اهل بیت داشتن، اصحاب امیرالمؤمنین داشتن تا رسیده بعد از هزار و چهارصد و خوردهای سال به ما و ما این حس و حالمون همونطوریه. مثل ماجرای سیدالشهداست. چرا؟ چون مثلا لازم نیست روضه بخونن، اصلا هم قرار نیست قرار نیست روضه حتما بره تو گودال. حالا دوستان میگیم بعضیا مثلا توی بیو اینستاگرامشون نوشتن “گودالیم”. آقا بیا بیرون! خیلی لاز… اون خیلی… حالا اشکالی شاید نداشته باشه ولی سیره علماء و سیره اهل بیت بر این نبوده که خیلی سلاخی بکنه روضهخون.
سیدالشهدا فرمود “انا قتیل العبره لا یذکرنی مؤمن الا استعبر”. یعنی طرف با صدا یا بیصدا بگه “صلی الله علیک یا اباعبدالله”، “لقد عظمت الرزیه و جلت”… یه بار همینو بگه بشنوه باید بگه… کسی بگه “از آب هم مضایقه کردند کوفیان” باید جلسه بره. دیگه لازم نیست… این همون چیزی که حضرت صادق فرمود “ان لقتل الحسین حرارة”، اون حرارته رو ما حس میکنیم تو جلسه. ما شب جمعه که میشه دلمون پر میکشه کربلا. و نمیتونیم استدلال، چیز استدلالی نیست من الان برای شما استدلال کنم کتاب بخونم بگم روایته. این حس مشترکه.
حس مشترک ما و پیامبر
حالا ببینید، این روایت هم از وجود مقدس موسی بن جعفر، روحی فداه، این روایت هم از آباء طاهرینشون عن امیرالمؤمنینه. این روایت در امالی شیخ صدوقه. شیخ صدوق مقبرهش کجاست بچهها؟ ابنبابویه. آره. انشاءالله خدا روزیمون بکنه. هزار و، بیش از هزار ساله شیخ صدوق از دنیا رفته اما همین جلساتی که ما دور هم میشینیم، میراث شیخ صدوق رو برای هم میخونیم.
این روایت از خود امیرالمؤمنینه. داره یه قصهای رو نقل میکنه حضرت. میگه یه مسجد قبا بود پیغمبر، “دخلت علی رسول الله صلی الله علیه و آله و هو فی مسجد قبا و عنده نفر من اصحابه”. عدهای از اصحاب هم دور حضرت بودن تا من وارد شدم “فلما بصر بی تهلل وجهه”. تا چشمش به من افتاد اصلا گل از گلش شکفت. شما فرض کنید الان مولا تشریف بیارن تو جلسه، خدا همه محو جمالش میشیم.
بعد پیغمبر هر روز ساعتها با امیرالمؤمنین جلسه داشتن، خلوت داشتن، صبح، شب، در روایات متعدد هست. ولی باز مثلا طول نکشیده بوده خیلی که، ولی پیغمبر مثلا شاید یه ساعت پیش حضرت رو دیده اما دوباره که حضرت میآد، “تهلل وجهه”، بعد حضرت داره خودشون… یا الله… خود حضرت ببین چقدر ریزهکاری داستان رو خودش تعریف میکنه فداش بشم. میگه “و تبسم”، پیغمبر خندیدند، چقدر خندیدند؟ “حتی نظرت الی بیاض اسنانه تبرق”. اینقدر این خندهشون خلاصه چشم امیرالمؤمنین رو گرفته میگه من دندونهای سفید پیغمبر رو دیدم که برق میزد. اینقدر خوشحال شد. بعد فرمود “الی یا علی، الی”… تا ادامه روایت ادامه داره و مطالبی داره.
حال پیغمبر خوب میشه امیرالمؤمنین رو میبینه. در صلوات امام صادق داریم وقتی میخواد امیرالمؤمنین رو معرفی بکنه، میفرماید: “و کاشف الکرب عن وجهه”. یا “و کاشف الکرب عن وجهه”. امام عسکری علیه السلام در اون صلوات بر حجج طاهره، آخر زیارت جامعه، امام عسکری برای تک تک ائمه صلوات مخصوص گفتن. برای پیغمبر از همه طولانیتره، بعد حضرت زهرا، بعد امیرالمؤمنین، بعد حسنین میآن تا میرسن به خودشون. راوی میگه آقا الان برای خودتون صلوات بفرستید. حضرت میفرمایند که اگر نبود اون عهدی که خدا از من گرفته و من موظفم معارف رو بیان کنم نمیگفتم. بعد حضرت برای خودشون هم یه صلوات مخصوص گفتن و بعد برای حضرت حجت صلواتالله علیهم اجمعین. اسمش تو مفاتیح هست، قسمت صلوات بر حجج طاهره. اونجا امام عسکری در اوصاف امیرالمؤمنین این عبارت رو میگن. امام صادق فرمود “کاشف الکرب عن وجهه”، امام عسکری میفرمایند “و مفرج الکرب عن وجهه”.
شما برای حضرت عباس عرض میکنید که “یا کاشف الکرب عن وجه الحسین، اکشف کربنا”… یا “اکشف کربی بحق اخیک الحسین”. امیرالمؤمنین کاشف کرب پیغمبر، یعنی پیغمبر دلش میگرفت چی دلشو باز میکرد؟ اینکه امیرالمؤمنین رو ببینه. اینکه با امیرالمؤمنین حرف بزنه. حالا این برای پیغمبره برای ما هم هست که حالا بهش اشاره میکنیم.
محبت ابوذر به حضرت امیر
حالا ببینید، این پیغمبر بود، از ائمه دیگه داریم از فرزندان اهل بیت داریم، ابوذر، جناب ابوذر رضوانالله علیه، که آقا تو جلسه پریروز هم فرمودند که ما نیاز به ایمان ابوذر نداریم. ایمان مؤمن داریم اما خیلی تک و توک… غریب به این مضمون که اون ایمان ابوذرگونه. این روایت در کتاب اعلامالدین مرحوم دیلمیه. ببینید این حال بین ما و ابوذر آیا مشترک هست یا نه؟ انصافا. این دیگه استدلال نیاز نداره.
“و روی جابر بن عبدالله الانصاری عن ابی ذر قال کنت جالسا عند النبی”. ابوذر میگه من خدمت پیغمبر بودم، “اذ اقبل علی”. امیرالمؤمنین وارد شدن. “فلما رآه” پیغمبر که دید وارد شد امیرالمؤمنین، به منِ ابوذر فرمود که “یا اباذر من هذا المقبل؟” کیه؟ عرض کردم که “علی یا رسول الله”. بعد پیغمبر فرمود “یا اباذر اتحبه؟” دوستش داری؟ عرض کردم “ای والله انی لاحبه و احب من یحبه”. من هم خودشو دوست دارم هم اون کسی که دوستدارشه رو دوست دارم.
این همون مفهوم تولیه دیگه. یعنی ما با شیعیان امیرالمؤمنین در سلمیم. “انی سلم لمن…” هر کی سینه زنه با من برادره. البته یه چیز دیگهست، اونم قشنگه. ولی با من برادره دیگه.
بعد دوباره فرمودند “یا اباذر حب علیا”. مگه نگفتی آقا من… گفتم دوستش دارم دیگه. دوباره پیغمبر میفرماید “حب علیا”. این یه چیز به قول طلبهها امر تشکیکی، یعنی شما هرچی امیرالمؤمنین رو دوست داشته باشی کمه، بازم باید اضافه کنی.
بعد حالا عبارات دیگهای هست، میگه منِ ابوذر میخواستم خیال پیغمبر رو راحت بکنم عرض کردم “یا رسول الله انی لاجد حب علی بن ابی طالب علی کبدی” کبارد الماء، مثل آب گوارا، اون تشنهای که دنبال آب هست. شما یه لیوان میدی… آخ… میکشه بعد “صلی الله علیک یا اباعبدالله” میگه، اون حالته. اصلا من مثل تشنهایام که حب حضرت مثل آب خنک و گوارا برامه. “او کعسل النحل” مثل عسله. “او کآیة من کتاب الله اتلوها” مثل یه آیهای که از قرآن میخونم، “و هو عندی احلی من العسل” بلکه از عسل هم برام شیرینتره.
غیرقابل وصف
این حس و حاله. حالا زیاده از اینها از میان اصحاب و بعد شیعیان و علماء و اشعار. و اینکه حس و حال هم یه جوریه که اصلا قابل وصف نیست. دیدید مثلا یه نفر المپیک مدال میآره میگن آقا احساس تو چطوریه الان؟ از احساس تو برامون بگو، میگه اصلا نمیتونم بگم. احساس ما نسبت به امیرالمؤمنین اصلا قابل وصف، مدح مولا اصلا در قالب الفاظ نمیگنجه. مثلا چی بگیم؟ بگیم شجاعه؟ اونه که به شجاعت آبرو داده. بگیم زاهده؟ اونه حضرت که به زهد آبرو داده، تشریف داده.
اصلا اینکه به قول علمای ما، ما “بنی نوع” امیرالمؤمنینیم، ما مثلا انسانیم، حضرت هم انسان بوده. “قد شرف الله ارضا انت ساکنها”، خدا شرافت داد به زمینی که تو درش ساکنی، “و شرف الناس اذ سواک انسانا”، اینکه تو انسانی به جهان بشریت خدا آبرو داده. اینکه در کعبه امیرالمؤمنین متولد شده شرافت کعبهست یا شرافت امیرالمؤمنینه؟ ما در زیارت حضرت عرض میکنیم “السلام علی من شرفت به مکة و منی”، به وسیله تو شرافت پیدا کرده.
بگیم مثلا شجاعه؟ بگیم عادله؟ ابن ابیالحدید که ادیب برجسته قرن هفتمه و واقعا خطیب توانمندیایه… فکر کنم تو همین جلسه یه بار عرض کردم، شما مشرف بشید انشاءالله نجف، هم دور ضریح حضرت هم سر مبارک رو که بالا بکنید، دور اون گنبد مطهر تو روضه مطهره، شعری بهتر از عینیه ابن ابیالحدید پیدا نکردند. قصیده عینیه ابن ابیالحدید هم رو ضریح حک شده، هم بالا سر. کولاک کرده. کی؟ ۸۰۰ سال پیش این شعرها رو گفته. بعد اینکه مدح حضرت میگه بعد میگه آقا رفتی نجف، ای برق، خطاب میکنه به رعد و برق. میگه ای برق اگر رفتی نجف، به نجف بگو. غری، وادی غری همون نجفه. غری با غین.
“یا برق ان جئت الغری فقل له اتراک تعلم من بارضک مودع” میدونی کی اونجا خوابیده؟ “فیک ابن عمران الکلیم و بعده” اونجا موسی بن عمران خوابیده. “عیسی یقفیه و احمد یتبع” اونجا پیغمبره، اونجا عیسی بن مریمه، اونجا انبیاءاند. “بل فیک جبریل و میکال و اسرافیل و الملأ المقدس اجمع” اونجا ملائکهاند. “بل فیک نور الله جل جلاله لذوی البصائر یستشف و یلمع”
بعد خیلی مفصل در شجاعت حضرت… وسطای کار میگه که: “انا فی مدیحک الکن لا اهتدی” من خطیبم، شاخ خطبام، شاخ ادبام، اصلا تو کلاس درسم کسی رو راه نمیدم، اصلا خطبا رو آدم حساب نمیکنم، اما: “انا فی مدیحک الکن لا اهتدی” اما اینجا به لکنت افتادم. “و انا الخطیب الهبرزی المصقع” من خیلی تو کار خودم استادم. نگاه نکن… اصلا اون میگه آقا ما… یا سه… به امام حسین عرض میکنم میگه آقا ما برای خودمون کسییم، کسی اصلا… آدم حساب نمیکنم ولی اینجا من نمیدونم، خاک پاتم. دیدید؟ قشنگ هم هست. میگه آقا من خیلی آدم ادیبیام، واقعا هم ادیبه آثار ادبیش موجوده. به بزرگان ادبیات ردیه نوشته، کتابهاش هست.
بعد میگه: “اقول فیک سمیدع” بگم شجاعی؟ میگم چی؟ “کلا و لا حاشا لمثلک ان یقال سمیدع” اصلا الفاظ گنجایش مدح تو رو ندارن.
امام هادی علیه السلام در زیارت غدیریه فرمود: “و فی مدح الله تعالی لک غنا عن مدح المادحین”. دیگه خدا وقتی تو رو وصف کرده دیگه اصلا مداح و منبری و بقیه چی میخوان بگن؟ خدا تو رو وصف کرده “و فی مدح الله تعالی لک غنا عن مدح المادحین و تقریظ الواصفین”. اصلا نمیتونیم تو رو وصف کنیم.
چو قلوب و افئده را نشد ملکوت سر تو منکشف به بیان فضل تو هر کسی رقم گمان زده مختلف هر کی یه چیزی گفته. همه گفتهاند و… ۱۴۰۰ ساله همه دارند میگن، فارسی، عربی، اردو. همه گفتهاند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف فصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف بلغای عصر به نطق خود همه اند لال تو یا علی
چی بگیم؟ این حس و حال از پیغمبر و بعد امثال ابوذر و بعد اهل بیت و… میآد تا یه شاعری داریم قرن ۳ و ۴، یه قصیده طولانی داره ۱۰۰۰ بیته. در مدح امیرالمؤمنینه. از این ۱۰۰۰ بیت ۲۰۰، ۳۰۰ بیتش به ما بیشتر نرسیده. این شاعر در یکی از اون ابیاتش میگه، یه مصرعه: “و تفرجت کرب النفوس بذکره” اسمش میآد غمش فراموش میشه. این یه انسجامه. میبینید؟ یه حس و حال مشترکه.
مکتب شیعه ، مکتب منسجم
عزیزان من، حالا خاتمه بدم به عرایضم. ما مکتبمون خیلی مکتب منسجمیه در اصولش. یعنی از روز اول یه حرفی زدیم تا الان هم ادامه داره. برخی بدعتهایی که در دین میشه و مذهب و اینا رو کاری ندارم، اونا اصول نیست. ببینید بنده اولین خاطرهای که یادم میآد از پدرم، خدا رحمت کنه اموات شما رو، جزء اولین تصویرایی که تو ذهنمه. دیدید مثلا شما ممکنه بگید مثلا یه خاطرهای تعریف کنن بگن مثلا عموتون از مکه اومد مثلا سال ۸۲ بود. بعد شما میگی من ۸۰ به دنیا اومدم اما اون صحنهها رو یادمه که مثلا گوسفند کشتن، نمیدونم چاوشی خوندن یا رفتیم ولیمه. بعد میگه اِ من دو سالم بوده اون موقع ولی یه چیزایی یادمه. براتون اتفاق افتاده. حالا بعضیا میگن مثلا ما نوزادیمون هم یادمونه، خیلی جالبه.
جزء اولین تصاویری که از پدرم یادمه، پدر بنده یه آدم معمولی بودند و کارشون هم خیلی سطح پایینترین سطح شاید یه کارگر بودند. اما یادمه که داشتن برای یه جمعی تعریف میکردند که پیغمبر دست امیرالمؤمنین رو گرفت بالا فرمود “من کنت مولاه فعلی مولاه”. داشت برای یه… نمیدونم، ولی یادمه. اولین، جزء اولین صحنههاست. حالا پدر من یه آدم معمولی بود، هیئتی بود اما یه آدم معمولی بود.
شما الان برید به یک خانم محجبه یا غیر محجبه، یا یه آدم معمولی هیئتی یا غیر هیئتی بگید آقا شما دلیلتون برای اینکه امیرالمؤمنین رو وصی پیغمبر میدونید چیه؟ اولین یا دومین دلیلی که میگن، میگن پیغمبر در غدیر فرمود “من کنت مولاه فعلی مولاه”. شما برید پیش یک طلبه سطح، بگید آقا دلیل شما برای این قضیه چیه؟ میگه “من کنت مولاه”. برید به یک درس خارجخون، میگه “من کنت مولاه”. برید پیش مرجع تقلید، میگه “من کنت مولاه فعلی مولاه”. برید پیش امام صادق میفرماید “من کنت مولاه”، برید پیش حضرت زهرا همینو میفرماید، برید پیش خود امیرالمؤمنین میفرماید غدیر. یعنی تو نوع استدلال ما مشترکیم. بنده همون حرفی رو میزنم که حضرت زهرا میزنن، میفرمایند، امام زمان میفرمایند. این انسجامه، یه انسجام فکریه.
ما یه مب… بحثی داریم تو تاریخ اندیشه، توی مباحث علوم انسانی به نام تاریخ اندیشه. یعنی که آقا این فکری که الان اینا دارن برای کیه؟ ببین الان ما شهادت حضرت زهرا رو از کی میگیریم؟ بعد از انقلاب اسلامی؟ بعد از صفویه؟ بعد از سلطان محمد خدابنده؟ بعد از آل بویه؟ کی؟ شیعیان از کی قائل به شهادت حضرت زهرا اند؟ میری نگاه میکنی میگی در عصر ائمه شیعیان قائل به شهادت حضرت زهرا بودند. الان یکی از حربههای وهابیت اینه که بگه آقا اینا مثلا سال ۷۰ و چند دراومده، قبلا وفات حضرت زهرا بوده یهو شده شهادت حضرت زهرا. خب؟ مثلا میگیم آقا ما سند تاریخی داریم که قرن دوم شیعیان عصر امام صادق و امام کاظم معتقد به شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن بودند. اینو نشون… مثلا میگن آقا عصمت ائمه رو از کی شما قائل شدید؟ میگیم آقا به زمان ائمه بر… این بهش میگن تاریخ اندیشه. الان مثلا یه نفر بگه آقا ولادت حضرت امالبنین از کی دراومده؟ میگیم سال ۱۴۴۷. یعنی امسال استارتش خورد. عقبه نداره این ولادت. تاریخ نداریم ما براش. ولادت حضرت امالبنین کجا… ولادت حضرت رقیه. نه تاریخ داریم ما براش. ولادت حضرت علیاصغر، شش ماه، بچه بچه شیرخوار بوده. این شیرخوار شد شش ماهه، بعد شش ماهه از روز ۱۰ محرم شش ماه اومدن عقب ۱۰ رجب مثلا ولادت گرفتن. میگن از کی دراومده؟ میگن مثلا یه ۱۰ ساله دراومده. عقبه نداره. اما شهادت حضرت زهرا، غدیر، شهادت امام حسین و مطالب ائمه، علم ائمه نه، متصل به عصر ائمهست. خب؟ اینا رو ما بخوایم بدونیم باید بریم کتاب بخونیم. باید بریم کتاب بخونیم تا ببینیم آقا مثلا شیعیان قرن دو چه فکری داشتن؟ قرن سه چه فکری داشتن؟ الان چه فکری دارن؟
اما اینکه شاعر میگه “و تفرجت کرب النفوس بذکره”، اسم امیرالمؤمنین میآد دلا تکون میخوره، این دیگه لازم نیست شما کتاب بخونید، شما هم حس میکنید تو جلسه. شاعر قرن ۴ ابن علویه کاتب این شعر رو میگه، شهریار هم قرن ۱۴ و ۱۵ میگه “یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همی”. میبینید؟ یه حس و حال مشترکه.
ببخشید، خیلی به ما که خوش گذشت البته سر شما رو درد آوردیم. خدا انشاءالله که این نشست و برخاست و گفت و شنود ما رو مورد رضایت حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه قرار بده و انشاءالله ما رو توفیق بده که از برکات این ماه رجب و ماه شعبان و ماه مبارک رمضان بهرهمند بشیم. سه تا صلوات ختم بفرمایید.



۰ دیدگاه