مگو که بود که شد فتح باب خیبر ازو که کرد بر در آن قلعه استوار انگشت که پاره کرد کمند نفاق و رشتهٔ کین به گاهواره که زد در دهان مار انگشت علیّ عالی اعلیٰ که دست قدرت او هزار ره زده بر چشم روزگار انگشت شهی که چون به دو انگشت، در ز خیبر کند برآمد از پی اسلام صدهزار انگشت...